فروید یکی از اولین کسانی بود که همه ی فعل و انفعالات ذهنی و جسمی انسان را ، بی کم و کاست به نیروی ج.ن.س.ی ربط داد. او با تقسیم بندی ِ شخصیت انسان به نهاد، من و منِ برتر بسیاری از اصول روانکاوی که امروزه مورد استفاده قرار می گیرند را پایه گذاری کرد. بگذریم از اینکه حالا چقدر از این اصولش را رد کرده اند و با کدام نظریه هایش موافقند. اما بحثی که بسیار ذهنم را مشغول کرده همین پرداختن به (در نظرِ من) خصوصی ترین میل ِ انسان، همان که در بالا حروفش را ( ناگزیر از افتادن در تور سانسور اینترنتی) با نقطه هایی از هم جدا کرده ام، می باشد. پرداختنی که کمتر پیش می آید در فیلمی ( غیر ایرانی) حذف شده باشد.
من به شخصه ، با این ایده که مردم از فیلم هایی که دارای صحنه های ج.ن.س.ی هستند بیشتر استقبال می کنند ، پس بیاییم بی ربط ترین صحنه های ممکن را ( که اگر از فیلم حذف شوند هیچ لطمه ای به مفهوم اش نمی زنند) لا به لای سکانس های فیلم جا بدهیم و فروش را بالا ببریم و ایضاً حالش را هم ببریم مخالفم. نه آقا جان. من با این قضیه مشکل دارم و به خصوص پس از دیدن فیلم Brunoبه خودم گفتم چرا باید مردم همچین فیلمی را که بهتر است بگویم یک پ.و.ر.ن.و. گرافی ِ مدرن است روی پرده ی سینما و در حضور صدها نفر ببیند.
![]()
اول با خودم فکر کردم خوب این ساشا بارون کوهن حتما آدم مشکل داری است و یه جای کارش ایراد دارد که با پر روییِ هر چه تمامتر بورات می سازد و حالا با برونو حسابی از خجالت همه در آمده. اما با کمی جستجو معلوم شد که ایشان سر و همسر و فرزندی دارد و در زندگی اش آدم جنتلمنی است. حالا مشکل کجاست خدا می داند. فکر کنم دوباره باید فرویدی دیگر ظهور کند تا بتواند بشر ِ امروزه را تجزیه و تحلیل کند. شخصیت پیچیده ای که در نمودار هیچ روانکاوی جای نمی گیرد.
عجیب موجودات غریبی هستیم ما آدم ها !
